![]() |
![]() |
|
| برخی از سروده های خودم که به نقد اساتید گرامی نهاده ام . |
|
ماه دوهفته
شعر میلادیه به مناسبت ولادت حضرت امام حسن مجتبی (ع) تقدیم به دوستداران و پیروان آن حضرت. شب نصفِ مهِ صیام آمد مه دو هفته ی تمام آمد ساقی امشب به عشق حضرت دوست با می ارغوان و جام آمد مطربا کن طرب مکن ناله فصل وصل است و وقت کام آمد امشب ای دل تو هم بگو صلوات که شب رحمت و سلام آمد گل زهرا شکفته در یثرب بوی جنّت به هر مشام آمد حُسن رویش گرفته عالم را بهر او گلرخان غلام آمد ده بشارت «بشیر» یاران را به جهان دومین امام آمد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 16 مرداد1390ساعت 10:28 توسط سید بشیر حسینی |
|
|
به اطلاع سروران مکرم می رسانیم شب شنبه (هفتم مرداد) دومین نشست جامعه ادبی نیر (مجمع الشعراء تر زبان قم) با موضوع آسیب شناسی شعر آیینی ترکی. با حضور استاد: حجت الاسلام آقای اسداله جوانمرد (فتی) و با شرکت اکثر شعراء و تعدادی از مداحان محترم در حسینیه قمربنی هاشم (ع) معروف به حسینیه استلجیهای مقیم قم. برگزار شد. این نشست با تلاوتی از کلام اله مجید با لحن باصفای آقای طاهری آغاز شد. سپس دبیر جامعه ادبی نیر: حجت الاسلام سید بشیر حسینی ضمن عرض خیر مقدم و خوش آمد به میهمانان عزیز از استقبال گرم شرکت کنندگان که چهره های جدید نیز چشمگیر بود تقدیر و تشکر نمود. دبیر جامعه ادبی نیر با اشاره به اولین نشست که با عنوان آفتاب انقلاب با حضور استاد کلامی زنجانی در ۱۶ خرداد ماه برگزار شده بود گفت: نشریه ای از سوی این جامعه که ویژه نامه ماه رمضان تهیه شده منشر می گردد. در این نشریه به معرفی یک شاعر - یک مداح - یک هیئت - یک کتاب و احکام شاعری و مداحی در این ماه مبارک و صناعات ادبی و ... می پردازیم. وی همچنین از ایجاد وبلاگ - ایمیل برای این جامعه خبرداد و اضافه کرد: برای سال ۹۱ جشنواره ادبی حجاب و عفاف را داریم. و نیز بعد از ماه مبارک رمضان با یکی از مراجع بزرگوار تقلید دیدار و ملاقات خواهیم داشت. در این نشست شاعرانی چون: قادر عزیزی- صالح صالحی - استاد سید حیدر بیات و استاد سید علی اضغر موسوی و بانو فاطمه فتحعلی زاده به شعرخوانی پرداختند. و در آخر استاد جوانمرد به سخنرانی پرداخت و در خصوص شعر و شاعری و مشکلات آنان و آسیب های شعری اشاره نمود و از شعرهای استاد شهریار - خسته قاسم - پروین اعتصامی و از اشعار خود نیز استفاده نمود. و جلسه آنقدر صمیمی و شاعرانه برگزار شد که حداقل نیم ساعت بعد از ختم جلسه ادامه پیدا کرد. (چکیده سخنرانی استاد جوانمرد در نشریه ویژه ماه رمضان منتشر خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 مرداد1390ساعت 0:22 توسط سید بشیر حسینی |
|
|
به مناسبت نیمه شعبان
سرود سبز من مست مست مستم، ساقي گرفته دستم سوداگر تو هستم، يابن الحسن كجايي؟! دائم در انتظارم، در پيش گل چو خارم از توست هرچه دارم، يابن الحسن كجايي؟! تاكي تو را بجويم، كن يك نظر به سويم بايد همي بگويم: يابن الحسن كجايي؟! من عبد روسياهم، آلودهي گناهم محتاج يك نگاهم، يابن الحسن كجايي؟! بگذار پا به ديده، روي تو را نديده جانم به لب رسيده، يابن الحسن كجايي؟! من بي پناه هستم، مشتاق ماه هستم ديده به راه هستم، يابن الحسن كجايي؟! اي خاتم امامت، طاووس اهل جنّت ديگر نمانده طاقت، يابن الحسن كجايي؟! بر نفس خود اسيرم، بگذار يا بميرم يا دامنت بگيرم، يابن الحسن كجايي؟! من دهر را بِهِشتم، چون كه تويي بهشتم با خون دل نوشتم، يابن الحسن كجايي؟! گاهي به سامرايي، گاهي به كربلايي گه زاير رضايي، يابن الحسن كجايي؟! گه در نجف غميني، اي زادهي حسيني! بر شيعه نور عيني، يابن الحسن كجايي؟! گه در مدينه هستي، بر دل سكينه هستي در قلب سينه هستي، يابن الحسن كجايي؟! گاهي به جمكراني، گه مثل مه عياني گاهي ز ما نهاني، يابن الحسن كجايي؟! اي ساقي محبّان!، مي دِه بر اين خماران گويد «بشير» هر آن: يابن الحسن كجايي؟! ارادتمند خوبان سید بشیر حسینی میانجی |
|
+ نوشته شده در
شنبه 25 تیر1390ساعت 19:41 توسط سید بشیر حسینی |
|
|
چادر حجاب برتر
دلا! چادر صدف، زن دُرّ ناب است دُرِ بی دُرج، در دریا حُباب است هر آن باغی که بی دیوار باشد یقین که هر گلش بی رنگ و آب است تو ای خواهر ز خواب خویش برخیز نمیدانم چرا چشمت به خواب است به فکر روز محشر باش دائم که روز حسرت و روز حساب است بخوان آیات نور سورهی نور که آیاتش ز بهر تو خطاب است همیشه تابع دین مبین باش همه دستورش از روی صواب است نماید اجتناب از بی حجابی زنی کز شیعیان بوتراب است حذر کن از لباس شهرت و مُد که این خود بر گناهان فتح باب است پیمبر گفت: در معراج دیدم زنی را بین دوزخ در عذاب است ز موهای سرش آویز بر نار ز سوز شعلهها در پیچ و تاب است امین وحی بر من گفت: این زن از آن زنهای بی اجر و ثواب است ز نامحرم نمیپوشاند، سر را بدین خاطر گرفتار عقاب است حدیثی دارم از زهرای اطهر که در ارزش به از چندین کتاب است برای بانوان، بهتر ز هر چیز حجاب است و حجاب است و حجاب است «بشیر»ا شیعیهی شیر خدا باش كه او «مَن عِندَهُ عِلمُ الکِتاب» است سيد بشير حسيني ميانجي |
|
+ نوشته شده در
شنبه 25 تیر1390ساعت 2:32 توسط سید بشیر حسینی |
|
|
سرود میلاد امام علی (ع)
گلدى گنه ماه رجب، شيعهلر، شاداولدى
يگانه مولودكعبه، مرتضا، يامولا وئربيزه عيدى براتِ، كربلا، يامولا
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 20 خرداد1390ساعت 23:58 توسط سید بشیر حسینی |
|
|
شب میلاد مولود کعبه امام علی (ع)
جامى بدهاى ساقى كوثربه من امشب تاتركنم ازباده عشقت دهن امشب سرخوش شوم وشمّهاى ازوصف جمالت گويم به محبّان تو، شيرين سخن امشب درياى محبّت به گل روى توشبنم بايُمن قدومت شده هرجاچمن امشب درپيش تودرياچونم وكوه چوكاه است بوسه زندازپاى توسروسمن امشب برروى مهت محوبُودماه شب افروز با نورتوطوراست همه انجمن امشب درچهره ولبه بنشسته گل شادى آيدبه مشام عطربهشت وعدن امشب اندردل ماخانه شادى شده تأسيس بسته شده ديگر درِبيت الحزن امشب اى شمس هُدى، شيرخدا، شاه ولايت عيدى بده بر ما، به حسين وحسن امشب هرچند بشيرا نبُود دست تولايق ليكن به اميدى در حيدر بزن امشب
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 20 خرداد1390ساعت 23:54 توسط سید بشیر حسینی |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 19 خرداد1390ساعت 12:21 توسط سید بشیر حسینی |
|
|
جامعه ادبی نیر (مجمع الشعراآذری زبان آیینی) با همکاری حوزه هنری قم برگزار می کند. عصر شعر آفتاب انقلاب
باحضور استاد کلامی زنجانی و شاعران آذری زبان قم زمان: دوشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۰ مکان: مصلی - سالن پژوهشگاه باقرالعلوم (ع)
مسئول جامعه ادبی نیر حجت الاسلام سید بشیر حسینی |
|
+ نوشته شده در
شنبه 14 خرداد1390ساعت 0:42 توسط سید بشیر حسینی |
|
|
مختار نامه بشیر
سالِ اوّلِ هجرت، در زمانِ پیغمبر در مدینه یک کودک، شد تولّد از مادر کودکی که زیبا بود، مثل ماه در آفاق نام خوبِ او «مختار»، کُنیه اش ابواسحاق نام مادرش «دومه»، بس که بود او زیبا در قبیله، نامِ او، گشت «دومه الحَسنا»[1] *** چون دو بار کیّس گفت، مرتضی شهِ مردان شد لقب برای او، بینِ دوستان «کیسان»[2] با ابو عُبید آمد، بر مدینه از طائف این پسر چو بابایش، بود از خدا خائف[3] شد چو سیزده ساله، جنگ «قسّ ناطف» شد [4] همره پدر در جنگ، بر وظیفه عارف شد او پس از پدر می ماند، در برِ عمویش «سعد» از مدینه هجرت کرد، سوی کوفه همچون رعد *** روزگار می شد طی، نور منجلی آمد دوره ی سه ناکس رفت، دوره ی علی آمد با حضور آن سرور، شهر کوفه شد گلشن از فروغ رُخسارش، گشت دیده ها روشن با دلی پُر از امّید، از صمیم دل، مختار می گرفت، از مولا، درسِ عزّت و ایثار او پس از امامِ خود، کوفه را ندید ایمن کرد مدّتی ناچار، شهر بصره را مسکن *** مدّتی گذشت و باز، سوی کوفه پا بنهاد او به سالِ شصت و یک، منزلی به مسلم داد روز و شب ز جان و دل، راه دین و قرآن رفت در حمایت از مسلم، عاقبت به زندان رفت *** پیش گویِ این عالَم، یعنی حیدر کرّار بر همه خبر می داد، از قیام این مختار *** کرد حضرت سجّاد، بهرِ او دعای خیر گفته است: بر مختار، حق دهد جزای خیر *** او به ما کمک کرده، گفت حضرت باقر نا سزا نگوئیدش، بود بهرِ حق، شاکر خانه های ویرانِ، اهل بیت را نو کرد مردم زیادی را، بر رسول، پیرو کرد او گرفت از دشمن، انتقامِ بی مانند قلب دوستان، یکسر، شد ز کارِ او خُرسند باد دائم ارزانی، رحمت خدا بر او قاتلینِ ما را کُشت، می کنم دعا بر او *** در نبرد عاشورا، آن دلیر و با ایمان کربلا نبود آن روز، چون که بود در زندان سوی مکّه شد عازم، تا رها شد از زندان رفت تا کمک گیرد، از وجود این و آن شد زمینه آماده، بر قیام جانانه شمع شد «ابواسحاق»، شیعیان چو پروانه *** باز رفت بر کوفه، مثلِ شاهِ یک کشور کرد خَلق، استقبال، از امیر گردون فر جانیانِ عاشورا، مثل بید لرزیدند از قیام و قهرِ او، دشمنان، ترسیدند هر یکی به جایی رفت، تا که در امان باشد لیک قهرِ حق، نگذاشت، از عدو نشان باشد در خیالِ خود مختار، ریخت دم به دم تدبیر با زرنگی و جرأت، کرد کوفه را تسخیر *** با شعارِ خونخواهی، شد قیام او آغاز پورِ مالکِ اشتر، بود بهترین سرباز چون پدر قوی دل بود، بود نامش «ابراهیم» تیغ می زد و می گفت:، غرق غصّه و آهیم ای خدا تو آگاهی، ما به خاطر عترت جنگ می کنیم اینک، خود نما بما نُصرت *** شیعیان ایرانی، در زمان آن پیکار تا به آخرش بودند، یار و یاور مختار چون که جنگ شدّت یافت، قصر، حصر شد آخر حلقه زد بر اطرافش، با حضور خود لشکر «والیِ زُبیری ها»، رو به سوی خواری شد با لباس زن ناچار، نیمه شب فراری شد هر که بود در آن قصر، عاجزانه شد تسلیم گفت آفرین، مختار، بر سپاه «ابراهیم» تا به صبح در آن کاخ، جمعِ شیعیان ماندند جمعه گشت و با مختار، ظهر شد نماز خواندند در دو خطبه بر ملّت، گفت کُلِّ اهدافش کرد یک به یک بیعت، شیعیان در اطرافش *** شد به گاردِ مخصوصش، مرد خوب فرمانده گفت بر «ابو عمره»، گارد را تو فرمان، ده بهرِ کُلِّ نیروها، در تمام شهر و ده «پورِ مالکِ اشتر»، شد رئیس و فرمانده «ابن کامل، عبدالله»، یار جاودانی شد آن زمان رئیسی بر، کُلِّ شهربانی شد *** از سه سوی، دشمن داشت، در برابر، آن ایّام هم ز «داخلِ کوفه»، هم ز «مکّه» هم از «شام» جبهه ی اَوَل بودند، «جانیان» بی ایمان دوّم ارتش «مُصعب»، سوّم ارتش «مروان» دشمنانِ داخل چون، عاقبت شکست خوردند سوی «مُصعبِ» ملعون، چند تن پناه بُردند انتقام شد آغاز، «حرمله» به دام افتاد تویِ روغن جوشان، نادمانه جان می داد «شمر»و«خولی»و«بن سعد»، هم «شَبَث» ، «سنان» آخر «بن زیادِ» ملعون و «بن طُفیل» و هر کافر هر کدام با ذلّت، کیفر خودش را دید هر یکی جهنّم رفت، بی گمان و بی تردید *** می رسد ولی روزی، روزگاری و عهدی انتقامِ اصلی را، گیرد از عدو، مهدی وارث حسین است و، اوست منتقم آری تا نیاید او، باشد، کار ما عزاداری اوست طالب خونِ، سُرخ شاه مظلومان گرچه هست با حکمت، از نگاه ما پنهان می کند قیام آخر، از کنار بیت اله دم به دم به لب دارد، لااله الاّ الله ای خدای خوبان! کن، در ظهور او تعجیل تا کویر قلب ما، بر چمن شود تبدیل جز ظهور او در دل، آرزوی دیگر نیست جز حضور او در لب، گفتگوی دیگر نیست ای «بشیر»! شعر تو، در مَثَل چو شمشیر است گوئیا که شمشیر و حربه ی کف شیر است
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 فروردین1390ساعت 12:20 توسط سید بشیر حسینی |
|
|
نوروز بایرامی ۲
شکر اولا صبح و مساء درگاه حیّ ذوالمنه عالم عشقه سالوب طبع روان وئردی منه ای گوزل انسان گلور ایندی کی نوروز بایرامی وئر قولاق من بیر غزل تقدیم ائدیم دیلدن سنه گون دولاندی ایل قوتولدی عمریدن کئچدی بیر ایل گلدی نوروز بایرامی نوروز گولی چیخدی گنه گول آچیب بلبل اوخور خوش ایی گلور یئر یاشیل کوینک گیوب هر یئر دونوبدی گولشنه داغدا مین جور گول چیخوبدی قدرت خلاّقیدن دست خیّاط ازل گوللر تیکوب پیراهنه بیر بولاق باشینده بولبول سو ایچیردیم سویله دی ای ایچن سو چشمه دن! سعی ایله قویما لِهلَنه قوی دورو آخسین آخار سو آرخیلان باغ باغچیا هر گولون چون حقّی وار بیر بیر آزدا چاتسین سوسنه کوشمیش اینسانلاره لازیمدی باریشسینلار بو آی چوخ گوزلدیر بیر بیرینه جان دیوب جان سسلنه ائل آراسیندا محبّت حاکم اولسون، کینه یوخ گر محبّت اولماسا تبدیل اولار موم، آهنه بارالها! حضرت صاحب زمانی ائله هر بلادن هاردا اولسا گول وجودین هر سنه عرض ائدور «سیّد بشیر» اولسون موبارک بایراموز ائللره شعرین دیینده بیر قولاق وئر احسنه 12/12/1376 حوزه علمیه ولی عصر (عج) تبریز
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 27 اسفند1389ساعت 0:23 توسط سید بشیر حسینی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام ضمن عرض ارادت به شما بازدید کنندگان عزیز در این وبلاگ اشعار و سروده های خودم را جهت نقد دلسوزانه اساتید قرار می دهم و مطالب علمی و فرهنگی و دینی برای استفاده همه. ارادتمند خوبان: سید بشیر حسینی
|
| آرشیو موضوعی |
|
میر حمید |
| پیوندها |
|
اوقات شرعی شهرستان میانه طوق در نقشه گوگل ثقل اصغر (اهل بیت علیهم السلام) جامعه ادبي نير باران |
|
RSS
|